نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 

من يك به دنبال با سن با كد شهر
تا

Created By html-codes.blogfa.com

>

*کابوس در بيداری*


دل سنگی

دنیای کوچیکی داریم که توش آدما اسیرن

توی باغ آرزوها توی تنهایی میمیرن

عاشق کسایی میشن که دل عاشق ندارن

یه دل سنگی و سربی همشون تو سینه دارن

ماهی سیاه قصه دنبال یه دوست می گرده

توی قصه خیالی اون با دوستاش چه یه رنگه

اما جوجه اردک زشت همیشه تنهای تنهاست

وقتی اون رو دوست می دارن که دیگه یه قوی زیباست

وقتی من یه بچه بودم چه خوب بود عاشق نبودم

حالا که عاشق شدم من چرا پیش تو نبودم!

تو چرا پیشم نموندی خنجری تو قلب نشوندی

قلب من چه پاره پارست وقتی پیش من نموندی

همیشه خیال می کردم تو به پای من نشستی

نمی دونستم که با من تو به دشمنی نشستی

جرممو نمی دونستم شایدم تو میدونستی

توی این دوره زمونه یه گناه عشق و مستی

عشق و عاشقی خیاله تورو خواستن چه محاله

باید از تو می گذشتم ولی این برام زواله

غم و غصه توی قلبم بدجوری کاشونه کرده

قلمم به روی کاغذ اسمی جز تو حک نکرده

هوای سرد تو پائیز از غم تو شده برگ ریز

چشمای بارونیه من مثل ابرای تو پائیز

همیشه می خواد بباره توی این شب غم انگیز

بوسه هات یادم نمی ره زیر بارونای ریز ریز

شعر:کامبیز




فراموشی

دو کلمه سلام و احوالپرسی:

دوستان عزیزم سلام .خواستم در ابتدای این وبلاگ جدیدم که بالاجبار مجبور شدم درستش کنم٬ چون که وبلاگ قبلیم رو بستن٬ گله و گله گزاری رو شروع نکنم ولی مگه میتونم! من اگه حرف نزنم که بدنم کهیر میزنه و نفس پس قفا میگیرم! ولی همانطور که خیلی از دوستانم میدونن وبلاگ روح سرگردونم چیزی توش نداشت که مستحق بسته شدن باشه. نمی دونم شاید اشتباهی الکی شده. ولی عیب نداره٬درسته که سرتا پاش عیبه! دوباره میسازمت وبلاگ... دوباره و دوباره و دوباره ها... کاری که مردم تو این ۲۹ سال کردند: استقامت و کم نیاوردند جلوی هر چه زور و زورگویی چه داخلی و چه خارجی.درسته که خیلی ها مردن و خیلی ها دق کردن و خیلی ها عین من رو به موت هستند ولی هنوز زنده ایم و حتی اگه این زنده بودنمان تا فردا هم بیشتر نباشد حرفمون رو میزنیم. هی بستید هی گرفتید هی زدید هی بردید و هی خوردید ولی شاهنامه آخرش خوشه و جوجه رو آخر پائیز میشمرن! کار مردم شده ۶روز با ترس و دلهره تو بدترین و توهیت آمیزترین شرایط کار کردن و روز هفتم تفریحمون شده رفتن به زیارت اهل قبور و سرخاک آشنایان و فامیلهای از دست رفته مان. توری شده که ۵شنبه جمعه دیگه با ماشین نمیشه داخل محوطه بهشت زهرا شد از بس که مرده زیاد شده و متعاقب اون بازماندگان اونها هم که میخوان برای تسلی دلشون به سر قبر عزیزانشان بروند دچار مشکل میشوند و بارها دیدم که دعوا و کتک وکتک کاری تو خیابونهای قبرستون پیش اومده! اینم که از وضع سهمیه بندی بنزین و شیر تو شیری توزیع بنزین که هیچکی نمیدونه چه جوریه حتی خودشون! عجب دولت مهرورزی پول نفت رو به در خانه مردم آورد و وعده سرخرمن داد! مثل همون ۲۹سال پیش که با این حرف های بچه گول زنک مردم رو به خیابون ها کشیدن و با درباغ سبز نشون دادن و اینکه آب و برق و تلفن باید مجانی باشه و مازاد فروش پول نفت بین مردم تقسیم بشه و مشکل مسکن درست بشه و اینکه اگه قبلی قبرستونها را آباد کرد ما به فکر زنده ها هستیم و شهرها و روستاها را آباد میکنیم ولی همش برعکس شد و قبرستونامون مخصوصاْ بهشت زهرا الآن خودش به وسعت یک کلان شهرشده و آدم توش گم میشه!

چون پیر شدی حافظ  از میکده برون شو!

در دل تاریک این شب های سرد

ای امید نا امیدی های من

برق چشمان تو همچون آفتاب

می درخشد بر رخ فردای من

 

درگذشت مهستی خواننده گلهاو دلها بر همه شما تسلیت باد

و اما این هم عکس هایی از مسیحی شدن مهستی اینجا

عکسهای به خاکسپاری مهستی  اینجا

 

این هم عکس های بحران بنزین

۱    ۲    ۳    ۴    ۵  

ادعاي سي ان ان : ايران براي سر سربازان آمريكايي در عراق جايزه تعيين كرده است

(با تشکر از لارای عزیز)

و اما روز مادر و روز زن هم مبارک

سر خاک مادر من
هیچ کسی گریه نکردش
بابا هم هیچی نمی گفت
با همون نگاه سردش

مادرم باید بدونی
بابایی بهونه کرده
جای تو تو خونه ما
یکی رو نشونه کرده

جای تو شبها میادش
واسه من قصه می خونه
می دونه دوسش ندارم
ولی باز پیشم می مونه

ولی من هنوز نذاشتم
توی تخت تو بخوابه
چرا اون تو خونه ماست
یه سوال بی جوابه

گلای یاس تو باغچه
غروبا بهونه میگیرن
همشون یه عهدی بستن
سر خاک تو بمیرن
قاب عکس سرد و خالی
آخرین خنده مادر
گل سر یادگاری
ولی با گلای پرپر

گلای یاس تو باغچه
غروبا بهونه میگیرن
همشون یه عهدی بستن
سر خاک تو بمیرن
قاب عکس سرد و خالی
آخرین خنده مادر
گل سر یادگاری
ولی با گلای پرپر